دانلود آهنگ دیدار مولانا و شمس از همایون شجریان

دانلود آهنگ دیدار مولانا و شمس از   همایون شجریان | مدیاکده
دانلود دیدار مولانا و شمس
خواننده : همایون شجریان آلبوم:دیدار مولانا و شمس دسته بندی: سنتی حس و حال: غمگین تاریخ: 1404-03-16 کیفیت:128 و 320
0 1

برای دسترسی سریع‌تر به آهنگ‌ها، پخش آنلاین و دانلود مستقیم با سرعت بالا، پیشنهاد می‌کنیم اپلیکیشن اندرویدی مدیاکده را نصب کنید.

آهنگ دیدار مولانا و شمس اثری از همایون شجریان در سبک سنتی و حس غمگین است. در مدیاکده می‌توانید این آهنگ را به صورت آنلاین بشنوید و یا با کیفیت 128 و 320 دانلود کنید.

متن


هر زمان نو می شود دنیا و ما
بی خبر از نو شدن اندر بقا
پس تو را هر لحظه مرگ و رجعتی ست
مصطفی فرمود دنیا ساعتی ست
آزمودم مرگ من در زندگی ست
چون رهی زین زندگی پایندگی ست

کیستی تو قطره ای از باده های آسمان
این جهان زندان و ما زندانیان
حفره کن زندان و خود را وارهان
کیستی تو آدمی مخفی ست در زیر زبان
این زبان پرده است بر درگاه جان
کیستی تو تیر پران بین و ناپیدا کمان
جان ها پیدا و پنهان جان جان

کیستی تو رهنمایم همرهت باشم رفیق
من قلاووزم در این راه دقیق
کیستی تو همدلی کن ای رفیق
در عشق سلیمانی من همدم مرغانم
هم عشق پری دارم هم مرد پری خوانم
هر کس که پری خو تر در شیشه کنم زودتر
برخوانم و افسونش حراقه بجنبانم
هم ناطق و خاموشم هم لوح خموشانم
هم خونم و هم شیرم هم طفلم و هم پیرم
کیستم من کیستم من چیستم من
تا نگردی پاکدل چون جبرئیل
گرچه گنجی در نگنجی در جهان
رخت بربند و برس در کاروان
آدمی چون کشتی است و بادبان
تا کی آرد باد را آن بادران
هیچ نندیشم به جز دلخواه تو
شکر ایزد را که دیدم روی تو
یافتم ناگه رهی من سوی تو
چشم گریانم ز گریه کند بود
یافت نور از نرگس جادوی تو
بس بگفتم کو وصال و کو نجاه
برد این کو کو مرا در کوی تو
جست وجویی در دلم انداختی
تا ز جست وجو رود در جوی تو
خاک را هایی و هویی کی بدی
گر نبودی جذب های و هوی تو
مخزن انا فتحنا برگشا
سر جان مصطفی را بازگو
مستجاب آمد دعای عاشقان
ای دعاگو آن دعا را بازگو
چون دهانم خورد از حلوای او
چشم روشن گشتم و بینای او
پا نهم گستاخ چون خانه روم
پا نلرزانم نه کورانه روم

برچسب‌ها

دانلود آهنگ همایون شجریان پخش آنلاین همایون شجریان همایون شجریان سنتی موسیقی همایون شجریان کیفیت بالا دانلود آهنگ همایون شجریان با صدای هر زمان نو می شود دنیا و ما بی خبر از نو شدن اندر بقا پس تو را هر لحظه مرگ و رجعتی ست مصطفی فرمود دنیا ساعتی ست آزمودم مرگ من در زندگی ست چون رهی زین زندگی پایندگی ست کیستی تو قطره ای از باده های آسمان این جهان زندان و ما زندانیان حفره کن زندان و خود را وارهان کیستی تو آدمی مخفی ست در زیر زبان این زبان پرده است بر درگاه جان کیستی تو تیر پران بین و ناپیدا کمان جان ها پیدا و پنهان جان جان کیستی تو رهنمایم همرهت باشم رفیق من قلاووزم در این راه دقیق کیستی تو همدلی کن ای رفیق در عشق سلیمانی من همدم مرغانم هم عشق پری دارم هم مرد پری خوانم هر کس که پری خو تر در شیشه کنم زودتر برخوانم و افسونش حراقه بجنبانم هم ناطق و خاموشم هم لوح خموشانم هم خونم و هم شیرم هم طفلم و هم پیرم کیستم من کیستم من چیستم من تا نگردی پاکدل چون جبرئیل گرچه گنجی در نگنجی در جهان رخت بربند و برس در کاروان آدمی چون کشتی است و بادبان تا کی آرد باد را آن بادران هیچ نندیشم به جز دلخواه تو شکر ایزد را که دیدم روی تو یافتم ناگه رهی من سوی تو چشم گریانم ز گریه کند بود یافت نور از نرگس جادوی تو بس بگفتم کو وصال و کو نجاه برد این کو کو مرا در کوی تو جست وجویی در دلم انداختی تا ز جست وجو رود در جوی تو خاک را هایی و هویی کی بدی گر نبودی جذب های و هوی تو مخزن انا فتحنا برگشا سر جان مصطفی را بازگو مستجاب آمد دعای عاشقان ای دعاگو آن دعا را بازگو چون دهانم خورد از حلوای او چشم روشن گشتم و بینای او پا نهم گستاخ چون خانه روم پا نلرزانم نه کورانه روم دانلود آهنگ هر زمان نو می شود دنیا و ما بی خبر از نو شدن اندر بقا پس تو را هر لحظه مرگ و رجعتی ست مصطفی فرمود دنیا ساعتی ست آزمودم مرگ من در زندگی ست چون رهی زین زندگی پایندگی ست کیستی تو قطره ای از باده های آسمان این جهان زندان و ما زندانیان حفره کن زندان و خود را وارهان کیستی تو آدمی مخفی ست در زیر زبان این زبان پرده است بر درگاه جان کیستی تو تیر پران بین و ناپیدا کمان جان ها پیدا و پنهان جان جان کیستی تو رهنمایم همرهت باشم رفیق من قلاووزم در این راه دقیق کیستی تو همدلی کن ای رفیق در عشق سلیمانی من همدم مرغانم هم عشق پری دارم هم مرد پری خوانم هر کس که پری خو تر در شیشه کنم زودتر برخوانم و افسونش حراقه بجنبانم هم ناطق و خاموشم هم لوح خموشانم هم خونم و هم شیرم هم طفلم و هم پیرم کیستم من کیستم من چیستم من تا نگردی پاکدل چون جبرئیل گرچه گنجی در نگنجی در جهان رخت بربند و برس در کاروان آدمی چون کشتی است و بادبان تا کی آرد باد را آن بادران هیچ نندیشم به جز دلخواه تو شکر ایزد را که دیدم روی تو یافتم ناگه رهی من سوی تو چشم گریانم ز گریه کند بود یافت نور از نرگس جادوی تو بس بگفتم کو وصال و کو نجاه برد این کو کو مرا در کوی تو جست وجویی در دلم انداختی تا ز جست وجو رود در جوی تو خاک را هایی و هویی کی بدی گر نبودی جذب های و هوی تو مخزن انا فتحنا برگشا سر جان مصطفی را بازگو مستجاب آمد دعای عاشقان ای دعاگو آن دعا را بازگو چون دهانم خورد از حلوای او چشم روشن گشتم و بینای او پا نهم گستاخ چون خانه روم پا نلرزانم نه کورانه روم آهنگ هر زمان نو می شود دنیا و ما بی خبر از نو شدن اندر بقا پس تو را هر لحظه مرگ و رجعتی ست مصطفی فرمود دنیا ساعتی ست آزمودم مرگ من در زندگی ست چون رهی زین زندگی پایندگی ست کیستی تو قطره ای از باده های آسمان این جهان زندان و ما زندانیان حفره کن زندان و خود را وارهان کیستی تو آدمی مخفی ست در زیر زبان این زبان پرده است بر درگاه جان کیستی تو تیر پران بین و ناپیدا کمان جان ها پیدا و پنهان جان جان کیستی تو رهنمایم همرهت باشم رفیق من قلاووزم در این راه دقیق کیستی تو همدلی کن ای رفیق در عشق سلیمانی من همدم مرغانم هم عشق پری دارم هم مرد پری خوانم هر کس که پری خو تر در شیشه کنم زودتر برخوانم و افسونش حراقه بجنبانم هم ناطق و خاموشم هم لوح خموشانم هم خونم و هم شیرم هم طفلم و هم پیرم کیستم من کیستم من چیستم من تا نگردی پاکدل چون جبرئیل گرچه گنجی در نگنجی در جهان رخت بربند و برس در کاروان آدمی چون کشتی است و بادبان تا کی آرد باد را آن بادران هیچ نندیشم به جز دلخواه تو شکر ایزد را که دیدم روی تو یافتم ناگه رهی من سوی تو چشم گریانم ز گریه کند بود یافت نور از نرگس جادوی تو بس بگفتم کو وصال و کو نجاه برد این کو کو مرا در کوی تو جست وجویی در دلم انداختی تا ز جست وجو رود در جوی تو خاک را هایی و هویی کی بدی گر نبودی جذب های و هوی تو مخزن انا فتحنا برگشا سر جان مصطفی را بازگو مستجاب آمد دعای عاشقان ای دعاگو آن دعا را بازگو چون دهانم خورد از حلوای او چشم روشن گشتم و بینای او پا نهم گستاخ چون خانه روم پا نلرزانم نه کورانه روم سنتی غمگین جدید دانلود آهنگ غمگین
نظرات کاربران